جاهای دیدنی استانبول بخش آسیایی

جاهای دیدنی استانبول بخش آسیایی استانبول شهری نیست که یک بار بشود تمامش کرد. هر کوچه‌اش یک قصه دارد، هر خیابانش یک رنگ. اما اگر فکر می‌کنید بعد از دیدن ایا صوفیه و مسجد آبی و برج گالاتا، استانبول را دیده‌اید، سخت در اشتباهید. یک طرف دیگر هم هست. طرفی که کمتر توریست به آن […]

istanbul tourr

جاهای دیدنی استانبول بخش آسیایی

استانبول شهری نیست که یک بار بشود تمامش کرد. هر کوچه‌اش یک قصه دارد، هر خیابانش یک رنگ. اما اگر فکر می‌کنید بعد از دیدن ایا صوفیه و مسجد آبی و برج گالاتا، استانبول را دیده‌اید، سخت در اشتباهید. یک طرف دیگر هم هست. طرفی که کمتر توریست به آن پا می‌گذارد، اما اهالی شهر عاشقش هستند.

بخش آسیایی استانبول مثل یک راز نگه داشته شده است. آرام‌تر از آن سوی آب، واقعی‌تر، و به طرز عجیبی صمیمی‌تر. اینجا خبری از شلوغی نفس‌گیر و فروشنده‌های چاقو به دست نیست. خبری از صف‌های طولانی موزه و قیمت‌های نجومی نیست. اینجا می‌شود آرام گرفت، می‌شود با مردم محلی حرف زد، می‌شود طعم یک عصر استانبولی را چشید. قیمت‌ها اینجا منطقی‌تر است. بهترین خرید سوغاتی را می‌توانید بدون دغدغه انجام دهید. و مزایای ماندن در این بخش را هر کسی که یک بار امتحان کرده باشد، به خوبی می‌داند.

می‌خواهم از کادیکوی بگویم، از مودا با آن موج‌شکن سنگی و غروب‌های رویایی، از اوسکودار با برج دختر و چای‌خانه‌های کنار دریا، از کوزگونجیک با خانه‌های رنگارنگ و کوچه‌های آرام. می‌خواهم طوری این جاهای دیدنی استانبول بخش آسیایی را نشانتان دهم که دلتان بخواهد همین حالا چمدان ببندید و سوار ferry شوید.

چه چیزی بهتر از این که سفرتان را با چیزی کامل کنید که بیشتر توریست‌ها از دستش می‌دهند؟ با من همراه شوید. می‌خواهم شما را به آن طرف آب ببرم. جایی که استانبول واقعی نفس می‌کشد.

۱. کادیکوی (Kadıköy) نه فقط یک اسکله، یک سبک زندگی

اگر فقط یک روز در بخش آسیایی وقت داشته باشی، آن روز را به کادیکوی اختصاص بده. کادیکوی برای استانبولی‌ها همان نقش «ونکوور» برای کانادایی‌ها را دارد: آرام، روشنفکر، پر از کافه و کتاب. لحظه‌ای که از کشتی پیاده می‌شوی، بوی نان تازه و قهوه از خیابان «ریشت پاشا» (Reşit Paşa) به استقبالت می‌آید. این خیابان را فراموش نکن: پر از کتابفروشی‌های عجیب، گالری‌های نقاشی با نقاشی‌هایی که خنده‌دار یا تامل‌برانگیزند، و فروشگاه‌های رکورد و صفحه‌ی گرامافون.

چرا کادیکوی یکی از بهترین مناطق برای اقامت و گشت‌وگذار است؟

  • بازار ماهی (Balık Pazarı): مثل یک راسته‌ی پرجنب‌وجوش که بوی میگو و میگو و ماهی تازه تمام کوچه را گرفته است. در این کوچه‌ها رستوران‌های معروفی مثل «چیچک» (Çiçek) پیدا می‌شود که نسل‌هاست غذاهای ترکیه‌ای سرو می‌کند. قیمت یک بشقاب ماهی کفال یا هامور حدود ۱۸۰ لیر است، با نان و سالاد.
  • خیابان مودا (Moda Caddesi): از اسکله که به سمت راست بروی، به این خیابان می‌رسی. دیوانه‌وار پر از کافه‌هایی با صندلی‌های پلاستیکی رنگی. بهترین قهوه‌های specialty استانبول اینجا سرو می‌شود. یک فنجان قهوه با شیر با قیمت ۳۵ لیر؟ آره، همینجا.
  • ساحل کادیکوی: بعد از عبور از خیابان مودا، به یک پیاده‌رو ساحلی طولانی می‌رسی. مردم محلی اینجا می‌دوند، ماهی می‌گیرند، یا فقط نشسته‌اند و به آب زل زده‌اند. من خودم یکی از عصرها سه ساعت همینطور بی‌هدف راه رفتم و حتی متوجه گذر زمان نشدم.

نکته‌ی طلایی خرید در کادیکوی:

به جای فروشگاه‌های زنجیره‌ای، برو به کوچه‌های پشتی. آنجا خانم‌های مسن دست‌سازه‌های خودشان را می‌فروشند: دستمال‌های گلدوزی شده، زیورآلات نقره با طرح‌های عثمانی، و عروسک‌های پارچه‌ای. اگر چانه بزنی (مؤدبانه، نه با دعوا) می‌توانی تا ۲۰٪ تخفیف بگیری. اما یادت باشد: خرید یک لیوان چای از دست فروش دوره‌گرد کنار اسکله، با ۵ لیر، یکی از خاطره‌انگیزترین کارهاست.

۲. مودا (Moda) قدم زدن روی موج‌شکن‌ها با باد موافق

مودا در حقیقت یک شبه‌جزیره است که به کادیکوی چسبیده. خیلی از توریست‌ها حتی اسمش را هم نشنیده‌اند، و این دقیقاً مزیت اصلی‌اش است. صبح زود از هتل بیرون بزن، یک سیمیت (نان شیرینی کنجدی) از کنار اسکله بخر و برو سمت پارک مودا. این پارک روی صخره‌های رو به دریا ساخته شده. می‌توانی روی نیمکت‌ها دراز بکشی و فقط به صدای برخورد موج‌ها گوش دهی. اما قلق کار چیز دیگری است: آن موج‌شکن سنگی بلند که تا میانه آب رفته. خیلی از جوانان ترک روی آن سنگ‌ها راه می‌روند تا به آخرش برسند. اگر کفش مناسبی داری، برو. منظره‌ی برج‌های بخش اروپایی از آن نقطه، با امواج زیر پایت، واقعاً ارزشش را دارد. هیچ قیمتی برای این لحظه نمی‌توان گذاشت، چون رایگان است.

یک پیشنهاد برای عاشقان عکس

دم غروب آفتاب، رنگ آسمان از نارنجی تا بنفش تغییر می‌کند. این بهترین زمان برای عکس گرفتن از خط افق استانبول است. یک عکس از خودت در حالی که پشتت برج دختر است، لایک‌های اینستاگرام را تضمین می‌کند (اگر برایت مهم است). و اگر اهل خرید صنایع دستی هستی، درست پشت پارک، چند بوتیک کوچک با کیفیت عالی وجود دارد که حوله‌های سنتی peshtemal می‌فروشند  همان‌هایی که حمام‌های ترکی استفاده می‌کنند.

. اوسکودار (Üsküdar) سنت و دریا در یک قاب

اوسکودار را خیلی‌ها با مسجد مهرماه سلطان (که توسط معمار سینان ساخته شده) و برج دختر می‌شناسند. اما بگذار چیزی را بهت بگویم که کمتر نوشته‌اند: بهترین منظره از برج دختر از ساحل سالاجاک (Salacak) درست در مقابل اوسکودار است. لازم نیست سوار قایق شوی و پول اضافی بدهی. فقط برو دم اسکله، یک چای سفارش بده و نگاه کن. برج آن وسط آب مثل یک نگین درخشان است. شبها که نورپردازی می‌شود، جادویی‌تر هم می‌شود.

قدم زدن در ساحل اوسکودار

از اسکله اوسکودار تا مسجد کوچک و بامزه «مهرماه سلطان» یک پیاده‌روی ساحلی دوست‌داشتنی وجود دارد. تمام طول مسیر پر از بستنی‌فروش‌هایی است که بستنی‌های چسبناک سنتی (دوندارما) را با شوخی می‌فروشند. قیمت هر بستنی حدود ۳۰ لیر، که نسبت به بخش اروپایی ارزان‌تر است. در این مسیر، چند رستوران محلی هم هست که صبحانه ترکی می‌دهند. بشقاب صبحانه‌ی کامل (سوسیس، پنیر، زیتون، عسل، کایماک و چای) حدود ۱۲۰ لیر – چیزی که در بخش اروپایی کمتر از ۲۰۰ لیر پیدا نمی‌کنی.

یک تجربه‌ی فرهنگی واقعی

اواخر روز، به قبرستان بزرگ اوسکودار برو. شاید عجیب به نظر برسد، اما این قبرستان با درخت‌های سرو بلندش، یک مکان آرام و تاریخی برای قدم زدن است. نویسندگان و شاعران زیادی در آنجا دفن شده‌اند. هیچ توریستی آنجا نیست، فقط چند گربه‌ی چاق که زیر آفتاب دراز کشیده‌اند. خرید هیچ چیزی آنجا نمی‌کنی، اما آرامش را می‌خری.

۴. کوزگونجیک (Kuzguncuk) رنگین‌کمانی از خانه‌های عثمانی

اگر از من بپرسی بهترین محله برای عکاسی و حس و حال بومی، بی‌تردید می‌گویم کوزگونجیک. این محله بین اوسکودار و بیکوز قرار دارد و به قدری کوچک و دوست‌داشتنی است که می‌توانی ظرف دو ساعت تمام کوچه‌پس‌کوچه‌هایش را بگردی. خانه‌های دو سه طبقه با رنگهای فیروزه‌ای، صورتی، زرد و سبز، کوچه‌هایی به وسعت یک ماشین، گلدان‌های شمعدانی بر روی هر پنجره، و گربه‌هایی که با اطمینان از جلویت رد می‌شوند.

چرا مردم محلی عاشق کوزگونجیک هستند؟

چون زمان در اینجا کندتر می‌گذرد. مغازه‌ها هنوز هم خانواده‌های محلی اداره می‌شوند. یک نانوایی هست به نام «Fırın» که نان چاودار سنتی می‌پزد  با قیمت ۱۰ لیر یک قرص نان تازه و داغ. یا یک عطاری قدیمی که ادویه‌های عجیب می‌فروشد. من در این محله یک قهوه‌خانه‌ی پیرمردها پیدا کردم که به من چای تعارف کردند و بدون اینکه زبان هم بدانیم، با اشاره و لبخند یک ربع گپ زدیم. این یعنی خرید خاطره، نه کالا.

خرید سوغاتی در کوزگونجیک

اگر به دنبال سوغاتی‌های غیرتکراری هستی، در خیابان اصلی محله چند کارگاه کوچک سفالگری و جواهرسازی وجود دارد. خود صاحب کارگاه پشت پیشخوان نشسته و دارد دست‌سازه می‌سازد. یک دستبند نقره با طرح ماهی (نماد بسفور) حدود ۱۵۰ لیر. نه ارزان است نه گران  اما ارزش هنری دارد.

۵. چاملیجا (Çamlıca) بلندترین نقطه‌ی استانبول

تپه‌های چاملیجا (بزرگ و کوچک) مشهورترین بلندی‌های بخش آسیایی هستند. اکثر توریست‌ها می‌روند به تپه‌ی بزرگ برای دیدن مسجد جدید چاملیجا  که البته زیبا است، اما خیلی شلوغ و مدرن. من تو را می‌برم به تپه‌ی کوچک چاملیجا (Küçük Çamlıca). اینجا یک پارک و باغ چای ساده دارد، اما منظره‌اش از تنگه‌ی بسفور و پل فاتح سلطان مهد تماشایی‌تر است. ورودی رایگان است و فقط برای یک چای حدود ۱۵ لیر پرداخت می‌کنی.

مزایای چاملیجا نسبت به برج گالاتا

  • قیمت: ورودی برج گالاتا ۳۰۰+ لیر، چای آنجا ۵۰ لیر. در چاملیجا صفر لیر ورودی، چای ۱۵ لیر.
  • ازدحام: توی برج گالاتا باید نیم ساعت توی صف بایستی و بعد با صد نفر دیگر آسانسور سوار شوی. اینجا می‌توانی تنها روی یک نیمکت بنشینی.
  • افق دید: ۳۶۰ درجه، هم اروپا، هم آسیا، هم پل‌ها و هم جزایر پرنس. باور کن عکس‌های پانورامایت حرفه‌ای می‌شود.

نکته‌ی عملی: اواخر بعدازظهر برو. نور طلایی غروب، شهر را مثل یک نقاشی رنگ می‌کند. یک قمقمه چای با خودت ببر (یا از باغ چای همانجا بگیر) و بنشین تا چراغ‌های شهر یکی یکی روشن شوند.

۶. بیکوز (Beykoz) و پارک چنار ۷۰۰ ساله  فرار از هر چیزی که اسمش شهر است

بیکوز در شمال‌ترین بخش آسیایی قرار دارد و رسیدن به آن از مرکز شهر حدود ۴۵ دقیقه با اتوبوس یا دولموش طول می‌کشد. اما این مسافت ارزشش را دارد. بیکوز یعنی جنگل، یعنی هوای خنک و نمناک، یعنی یک درخت چنار که ۷ قرن است ایستاده و داستان‌ها شنیده. اسم پارک «چینار آلتی» (Çınaraltı) است. زیر سایه‌ی آن درخت غول‌پیکر، یک قهوه‌خانه‌ی تاریخی هست که ناصرالدین شاه قاجار هم (بنا به روایت محلی) در آن چای خورده است. اغراق می‌کنم؟ شاید، اما فضایش وصف‌نشدنی است.

در بیکوز چه کار کنیم؟

  • پیاده‌روی در جنگل: مسیرهای علامت‌گذاری شده برای پیاده‌روی سبک وجود دارد. هوای تازه و بوی کاج، درمان هر خستگی است.
  • خرید عسل و مربا: در غرفه‌های اطراف پارک، عسل کاج و جنگلی می‌فروشند. یک شیشه عسل ۵۰۰ گرمی حدود ۱۰۰ لیر – البته گران است، اما اصل است.
  • رستوران‌های کنار رودخانه: کمی آن طرف‌تر، رستوران‌هایی روی پایه‌های چوبی در کنار رود گوکسو (Göksu) هست که ماهی کبابی می‌دهند. قیمت ماهی حدود ۲۰۰ لیر، با منظره‌ی آب روان و درختان.

اگر زمان محدودی داری، بیکوز را برای سفر دوم یا سوم نگه دار. اما اگر آدم طبیعتی هستی، نادیده گرفتنش ضرر است.

۷. جزایر پرنس (Adalar) از همین بخش آسیایی می‌شود رفت

از اسکله‌های کادیکوی و بستانجی (Bostancı) کشتی‌هایی به جزایر پرنس (بویوک آدا، هیبلی آدا، بورگاز آدا و…) حرکت می‌کند. تکنیکال جزایر پرنس جزو بخش آسیایی محسوب می‌شوند. اگر یک روز اضافه داری، حتماً برو. در جزیره‌ی بویوک آدا (بزرگترین جزیره) خودرو ممنوع است و فقط کالسکه‌های اسبی یا دوچرخه تردد می‌کنند. بهترین کار این است که یک دوچرخه کرایه کنی (ساعت ۲۰ لیر) و دور جزیره بزنی. خانه‌های ویکتوریایی، کلیساهای یونانی، و منظره‌ی دریا از فراز تپه‌ی عیسی (İsa Tepesi) فراموش‌نشدنی است.

نکته: قیمت غذا در جزایر بالاتر از خود استانبول است، چون همه چیز با کشتی می‌آید. بهتر است ناهار را از قبل ببری یا یک ساندویچ ساده بگیری. ولی خرید یک بستنی از بستنی‌فروشی سنتی جزیره، واجب است.

توصیه‌های قدم به قدم برای برنامه‌ریزی سفر به بخش آسیایی

حالا که با جاهای دیدنی آشنا شدی، بیا یک برنامه‌ی عملی و شدنی برایت بچینم. فرض می‌کنم حداقل ۲ روز کامل برای بخش آسیایی وقت داری.

روز اول: کادیکوی + مودا + عصر در چاملیجا

  • صبح زود (۹ صبح): از هتل خود در بخش اروپایی (مثلاً سلطان احمد) سوار تراموا شو به سمت اسکله امین‌اونو. سوار کشتی به مقصد کادیکوی شو (حدود ۲۰ دقیقه، بلیت ۱۵ لیر).
  • ۱۰ صبح: پیاده‌روی در خیابان ریشت پاشا، خرید کتاب یا قهوه از مغازه‌های محلی.
  • ۱۲ ظهر: ناهار در بازار ماهی کادیکوی – یک بشقاب ماهی یا کوفته.
  • ۲ بعدازظهر: قدم زدن به سمت مودا، نشستن روی موج‌شکن، عکس گرفتن.
  • ۴ بعدازظهر: سوار اتوبوس یا تاکسی به سمت چاملیجا (حدود ۲۰ دقیقه).
  • ۵ تا غروب: نشستن در باغ چای چاملیجا، تماشای غروب آفتاب.
  • شب: برگشت به کادیکوی، شام در یک رستوران غذاهای آناتولیایی (مثل «Çiya Sofrası» معروف). قیمت شام با دو نفر حدود ۴۰۰ لیر.

روز دوم: اوسکودار + کوزگونجیک + (اختیاری) بیکوز

  • صبح (۱۰ صبح): از کادیکوی با ferry کوتاه به اوسکودار برو (۵ دقیقه، ۱۰ لیر).
  • ۱۰:۳۰: پیاده‌روی ساحلی تا سالاجاک، عکس با برج دختر.
  • ۱۱:۳۰: قهوه در یک کافه محلی اوسکودار.
  • ۱۲:۳۰: حرکت به سمت کوزگونجیک (دولموش یا اتوبوس، ۱۵ دقیقه).
  • ۱ بعدازظهر: ناهار در یک لاهمجون‌فروشی در کوزگونجیک (۳۰ لیر برای دو عدد لاهمجون).
  • ۲-۴ بعدازظهر: گشت در کوچه‌های رنگارنگ، خرید صنایع دستی.
  • اگر وقت داری: از آنجا به سمت بیکوز برو (۴۵ دقیقه) و عصر را در پارک چنار بگذران.
  • شب: برگشت به کادیکوی و سوار ferry به سمت اروپا.

جمع‌بندی: حقیقت پنهان را گفتم

بگذار صادقانه بگویم: من عاشق بخش اروپایی استانبول هستم. ایا صوفیه را که هیچ چیز نمی‌تواند جایگزینش کند. اما اگر فقط به همان یک طرف اکتفا کنی، تصویر ناقصی از این شهر خواهی داشت. مزایای بخش آسیایی آنقدر زیاد است که بعد از یک بار تجربه، برای سفرهای بعدی ات دیگر بدون گذر از کشتی، سفرت را کامل نمی‌بینی. از قیمت‌های مناسب و خریدهای اصیل گرفته تا آرامش کوچه‌های کوزگونجیک و غروب‌های روی موج‌شکن مودا. اینجا بود که فهمیدم چرا استانبولی‌ها عاشق شهرشان هستند: نه فقط به خاطر تاریخ پرشکوهش، به خاطر زندگی روزمره‌ی ساده و گرمش.

حالا نوبت توست: راستش را بخواهی، کدام یک از این محله‌ها بیشتر توی ذوقت زد؟ آیا تجربه‌ای از سفر به استانبول داری و بخش آسیایی را امتحان کرده‌ای؟ اگر نه، اولین جایی که دوست داری ببینی کجاست؟ زیر همین پست برایمان بنویس. خوندن نظرات تو به دیگر مسافرها هم کمک می‌کند. و اگر سوالی داری، بپرس – من یا بقیه‌ی همراهان اینجا جواب می‌دهیم.

۱. آیا رفتن به بخش آسیایی استانبول برای توریست ایرانی امن است؟

بله، کاملاً امن. بخش آسیایی آرام‌تر از اروپایی است. مثل هر جای شلوغ دیگری، فقط مراقب وسایل شخصی خود باشید، به خصوص در ferryهای شلوغ.

هر بار حدود ۱۵ تا ۲۰ لیر با استفاده از Istanbulkart (کارت شارژی حمل و نقل). می‌توانید از اسکله‌های امین‌اونو، کاباتاش، بشیکتاش به مقصد کادیکوی، اوسکودار یا بستانجی بروید.

بهار (آوریل-مه) و پاییز (سپتامبر-اکتبر). تابستان گرم و مرطوب است، زمستان بارانی. اما حتی در زمستان، روزهای آفتابی برای قدم زدن عالی‌اند.

بله، در مناطق بیکوز و کنار بسفور هتل‌های پنج ستاره با منظره وجود دارد، اما قیمت آنها از رقبای اروپایی شان کمتر است. برای اقامت اقتصادی، کادیکوی و اوسکودار پر از هتل‌های بوتیک و پانسیون است.


کاملاً یکسان. در تمام اتوبوس‌ها، مترو (Marmaray)، ferry و ترامواهای بخش آسیایی کارت یکسان است. شارژ آن هم در باجه‌ها و دستگاه‌های خودکار در هر اسکله‌ای امکانپذیر است.


بازار طلای استانبول بیشتر در بخش اروپایی (گرندبازار) متمرکز است. اما برای زیورآلات نقره و دست‌ساز، بخش آسیایی (به خصوص کادیکوی) گزینه‌های بهتری با قیمت منصفانه دارد.

بله، تقریبا تمام رستوران‌های ترکی حلال هستند. فقط در مناطق توریستی بسیار خاص ممکن است گوشت خوک سرو شود که با علامت مشخص است. خیالتان راحت باشد.

فرودگاه جدید استانبول در بخش اروپایی است. با تاکسی حدود ۱ تا ۱.۵ ساعت (۵۰۰-۷۰۰ لیر)، با اتوبوس Havaist تا کادیکوی حدود ۱.۵ ساعت (۸۰ لیر). فرودگاه صبیحه گوکچن (SAW) مستقیماً در بخش آسیایی است و بسیار نزدیکتر (۲۰ دقیقه تا کادیکوی).

از نظر فنی بله، اما توصیه نمی‌کنم. هر کدام حداقل یک روز جداگانه می‌خواهد. اگر فقط یک روز دارید، صبح اروپا و بعدازظهر آسیا اما خستگی‌تان می‌گیرد.

میانگین قیمت هتل ۳۰-۴۰٪ ارزان‌تر، غذا ۲۰-۳۰٪، خرید سوغاتی تا ۵۰٪. به علاوه، نیازی به پرداخت هزینه‌های اضافی برای «نمای بسفور» نیست – در مودا و اوسکودار این منظره رایگان است.

به این مطلب امتیاز دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *